السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
792
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
آنان راضى شد . » « 1 » و عبدالحق دهلوى در « اللّمعات » گويد : « گفتهاش : ابوبكر و عمر و عثمان رضىاللَّهعنهم ، يعنى : مىگفتيم خداوند از اين سه نفر راضى شد و احتمال دارد ( رضىاللَّهعنهم ) دعايى از راويان باشد . . . » گويم : شما بنگريد و انصاف دهيد خداوند رحمتتان كند . . . آيا در مسألهى برترى دادن كه بسيار با اهميّت است ، جايز است كه به حديثى كه وضعش نزد خودِ اهل سنّت چنين است ، تمسّك شود ؟ نظر على عليه السلام دربارهى شيخين ششم اينكه : گفتهى سخاوى « بلكه از خودِ على ثابت شده است كه گفت : بهترين مردم بعد از رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم ابوبكر و سپس عمر و سپس مردى ديگر است . پس فرزندش محمّدبنحنفيه گفت : سپس تو اى پدر ؟ پس مىگفت : پدرت جز مردى از مسلمانان نيست . » روايتى نادرست و دروغى آشكار است . اين حديث يكى از خبرهاى متعدّدى است كه اين قوم آن را در اين باب وضع ساختهاند و لفظش در بخارى چنين است : « حديث كرد ما را محمّدبنكثير ، از سفيان ، از جامعبنأبوراشد ، از ابويعلى ، از محمّدبنحنفيه كه گفت : به پدرم گفتم : بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كدام يك از مردم بهترين است ؟ گفت : ابوبكر . گفت : گفتم : سپس چه كسى ؟ گفت : عمر ، و ترسيدم كه بگويد : عثمان ، گفتم : سپس تو ؟ گفت : من جز يكى از مسلمانان نيستم . » « 2 » دليلهاى قطعى از كتاب و سنّت متواتر و آثار ثابت ، اين حديث را تكذيب مىكنند ، حديثهايى كه دلالت دارند بر برترى امام اميرالمؤمنين بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و اين دليلها فراوان و شمارهناپذير است ، و همچنين مطاعن ثابت شده با دليلهاى قطعى دربارهى شيخين و آن سه نفر آن را تكذيب مىكنند كه اين نيز از
--> ( 1 ) . المرقاة فى المشكاة 5 / 562 . ( 2 ) . صحيح بخارى 5 / 67 .